محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6214
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنگاه ابن طاهر در بارهء صلح مردم بغداد نامه نوشت و كار مردم بغداد آشفتگى گرفت . به نيمهء ذى قعدهء همين سال حماد بن اسحاق به بغداد آمد و به جاى وى ابو سعيد - انصارى را به گروگان به اردوگاه ابو احمد فرستادند . حماد بن اسحاق ، ابن طاهر را بديد و با وى خلوت كرد ، آنچه ميانشان گذشت معلوم نشد . پس از آن حماد به اردوگاه ابو احمد باز رفت و ابو سعيد انصارى باز - آمد ، آنگاه حماد به نزد ابن طاهر باز آمد و ميان ابن طاهر و ابو احمد همراه حماد پيامها رفت . نه روز مانده از ذى قعده احمد بن اسرائيل ، با اجازهء ابن طاهر ، همراه حماد و احمد ابن اسحاق نمايندهء عبيد الله بن يحيى سوى اردوگاه ابو احمد رفت كه با وى در بارهء صلح گفتگو كنند . هفت روز مانده از ذى قعده ابن طاهر بگفت تا همه زندانيانى را كه در نبردهايى - كه ميان وى و ابو احمد بوده بود ، وى را بر ضد ابن طاهر يارى كرده بودند و زندانى شده بودند ، آزاد كنند ، كه آزاد شدند . فرداى آن روز گروهى از پيادگان سپاه و بسيارى از عامه فراهم آمدند ، سپاهيان مقرريهاى خويش را خواستند و عامه از وخامت كار خويش به سبب تنگى و گرانى و شدت محصور بودن شكايت كردند و گفتند : « يا برون مىشوى و نبرد مىكنى يا ما را رها مىكنى . » ابن طاهر باز وعده داد كه يا برون شود و يا براى صلح در را بگشايد و آرزومندشان كرد ، كه برفتند . از آن پس پنج روز مانده از ذى قعده زندانها و پل و در خانهء خويش و جزيره را از سپاهيان و مردان پر كرد ، مردم بسيار به جزيره رفتند و كسانى را كه ابن طاهر آنجا نهاده بود برون راندند ، آنگاه از سمت شرقى سوى پل رفتند و زندان زنان را گشودند و هر كه را آنجا بود برون آوردند ، على بن جهشيار و